عبد الغفار بن علي محمد ( نجم الدوله )
90
سفرنامه دوم نجم الدوله به خوزستان ( فارسى )
روز دوشنبه غرّهء رجب به اتّفاق آقا محمّد جواد در بلم نشسته رفتيم كه بازارها و محلّات بصره را تماشا كنيم و كرديم . حقيقت بصره وضعش نسبت به سال 96 و 99 « 1 » كه حقير ديده بود ، خيلى ترقى نموده : نخلستانها زياد شده بر عدد بيوتات و عمارات افزوده ، كاروانسراها و بازارها زياد شده و باغچه [ اى ] كه پانزده سال قبل به مبلغ بيست تومان نمىارزيد ، حال به مبلغ سيصد تومان نمىفروشند . خرماى بصره عجب مال التّجارهء معتبرى شده . از ينگى دنيا « 2 » و فرنگستان تجّار مخصوصا مىآيند براى خريد . حيف از محمّره كه با آن استعداد آب و خاك خراب و ويران و لا ينفع « 3 » مانده ! در بصره دو باب حمّام بيش نيست و عمارات تمام از آجر تا دو سه طبقه . وقت نهار به موجب دعوت رفتيم به خانهء حاجى ملّا رضا . جمعى را نيز دعوت نموده و تدارك زيادى را ديده و عصر سوار شده ، رفتيم در قونسلخانهء خودمان ، منزل حاجى ميرزا حسن خان كه سابق كارپرداز جده بود ؛ و بعد در شام « 4 » و بعد نايب اوّل سفارت اسلامبول . شخص كافى است و قاعدهدان و با اطلاع از پولتيك عصر خودمان و سفارتخانهء ظريف خوبى ترتيب داده . در كنار نهر عشّارخانه اجاره نموده از قرار سالى چهارصد روپيّه [ معادل ] 100 تومان و چند بالا خانهء رو به نهر دارد و بيرق دولت عليّه در بالا و دو نفر اجزاى قونسلگرى : ميرزا ابو طالب خان و ميرزا على خان . به مجرّد ورود ، سعيد بيگ پسر والى پاشا ( شعبان پاشا ) كه جوان آراستهء تربيت شده است ، صاحب چهار لسان ، از جانب والى آمد به احوالپرسى و عذر درد پا به جهت نيامدن به ديدن . جناب نظام السّلطنه يك طاقه شال اصل و مبلغ پنجاه تومان نقد انعام و خلعت فرستادند براى كاپيتان جهاز بلاس لنج از بابت حركت دادن ايشان و آخر از اهواز الى محمّره و با كمال امتنان قبول نمود و مبلغ يكصد تومان هم چندى « 5 » داده است انعاما به حاجى ميرزا حسن خان و هشتاد تومان هم براى مخارج بيرق بصره به او داده است . تمام تبعهء ايرانى ، از تجّار سكنهء بصره و غيره ، حاضرند براى آمدن در محمّره و ساختن عمارات و آبادى و تجارت و غيره . ولى تأمين مىخواهند و راه تأمين همين است كه اول براى حكومت عمارت و تلگرافخانه و پستخانه و اسكله و كاروانسرا و انبار و غيره در آنجا ساخته شود ،
--> ( 1 ) . منظور 1296 و 1299 هجرى قمرى است . ( 2 ) . تركيبى تركى - عربى است به معناى دنياى جديد ( آمريكا ) . « ينگى » به تركى معناى جديد مىدهد . ( 3 ) . بدون استفاده ( 4 ) . دمشق ( 5 ) . احتمالا در اصل « و چندى هم » بوده است .